هدف اين نوشتار اين است كه با استناد به منابع معتبر عرفان اسلامي، به دفع توهمي بپردازد كه عده‌اي به خطا دچار آن گشته و چنين مي‌پندارند كه از نظر عرفا، شريعت چندان اهميت نداشته و يك عارف چندان پايبند عمل به احكام شرع نمي‌باشد!

 

گرچه چنين توهمي دانسته يا ندانسته، سابقه‌اي طولاني دارد، اما اخيراً گاه جدي‌تر از گذشته مطرح شده و عده‌اي از مدعيان روشنفكري كشورمان با برداشتي خام از فكر و فرهنگ جديد غرب، جنبه عرفاني دينداري را از جنبه فقهي آن جدا كرده و بدين‌ سان مي‌‌خواهند بگويند كه مي‌توان شريعت و فقه را جدي نگرفته و دينداري عارف بود و بس!

 

نويسنده کتاب حاضر به بررسي اين مي پردازد كه آيا واقعاً چنين است؟ آيا عرفا به شريعت و فقه اعتناي چنداني ندارند؟ يا اين‌كه چنين فكري خطا بوده و توهمي بيش نيست؟‌ و اگر خطا و توهم است،‌منشأ اين خطا و توهم چيست؟

 

و در اين جهت سعي مي نمايدتا سه مسأله زير را روشن نمايد:

 

- اول: جايگاه شريعت در سلوك عرفاني.

 

- دوم: سقوط تكليف در مراحلي از سلوك.

 

- سوم: مبناي ادامه پرستش پس از وصول به حق.

 

فهرست مطالب کتاب به شرح زير است:

 

? عرفا و عمل به شريعت

 

الف. دلايل عرفا بر لزوم پيروي از شريعت

 

ب. شرايط عمل از نظر عرفا

 

ج. منشأ توهم

 

? سقوط تكليف؟ يا شكوه بندگي!

 

1. سقوط تكليف

 

2. شكوه بندگي

 

? مقام فنا و بقاي بعد از فنا پرداخته

 

1. انجام تكاليف در حال فنا

 

2. انجام تكاليف در مقام بقاي بعد از فنا

 

 

 

?منبع: سايت - باشگاه انديشه