Register   ::   User login   ::   Contact Us   ::   Sitemap   ::   فارسي
 
« Monday, 15 Shahrivar 1389 »
 




Statistic
 » Begin Date: Farvardin 1385
 » Entered News: 0 Item
 » Entered Article: 0 Item
 » online visitors: 8 user(s)
 » Max. visit: 60 user(s)
 » Today: 92 visit
 » Yesterday: 133 visit
 » Total visit: 95829 visit
 » Average: 99 visit in day



الهیات الهی و الهیات بشری(جلد اول)

چکیده کتاب

الهیات الهی و الهیات بشری

الهیات الهی و الهیات بشری، مؤلف: محمدرضا حکیمی، ناشر: انتشارات دلیل ما، چاپ اول: زمستان 1386.
این کتاب شامل 443 صفحه است، که مؤلف آن را به:
ـ خورشید هماره تابان آفاق تربیت. آموزگار بزرگ عقل و عقلانیت.
ـ معلم توحید حق و حق معرفت.
ـ بزرگترین میراث‌گذار «علوم انسانی» برای بشریت و .... حضرت امام جعفر صادق(ع) تقدیم کرده است.
مقدمه‌ی این کتاب، با عنوان (با راستینان- سرآغاز)، شرح مفصلی است در مورد تدوین و نشر کتاب «مکتب تفکیک»، که صفحات 29الی79 این کتاب را در برمی‌گیرد.
با راستینان- سرآغاز-
هدف از تدوین و نشر کتاب «مکتب تفکیک» روشن ساختن این موضوع بسیار مهم وحیانی است که معارف قرآنی، و علوم محمدی، و تعالیم اوصیائی، یا به تعبیر دیگر: «مکتب ثقلین» (انی تارک فیکم الثقلین) از کمال انسجام و غنای معارفی و استحکام ساختاری کامل برخوردار است.
این مکتب در چرخه‌های گوناگون زمان، و در هر جای جهان، از هر مکتب و مذهب، و فکر و فرقه، و فلسفه و عرفان بی نیاز است. خدا را شکر کتاب مکتب تفکیک، رسالت خویش را ادا کرده و راه راستان (...اتقوالله و کونوا مع الصادقین)1 را سپرد. و باعث زنده کردن «ذهنیت فطری» موجود در انسان شد؛ یعنی ذهنیتی اسلامی که همواره معتقد بوده و هست، که «قرآن کریم» وحی آسمانی وکتاب الهی و معجزه‌ی جاویدان محمدی است، و هیچ اندیشه و گفته‌ای از هر روزگار و هرجا و هرکس شایستگی برابری با آن را ندارد. از این‌رو کتاب «مکتب تفکیک»، ژرفترین و بنیادی‌ترین راه «بازگشت به قرآن» را نشان می دهد و خوانندگان را به «فهم مستقل قرآنی»2 ، و مرزبانی از حریم «استقلال معارف وحیانی» و «علوم محمدی» و «تعالیم اوصیایی» دعوت می‌کند. (صفحات 29 الی 33)
کتاب «مکتب تفکیک»، نخست به صورتی مختصر، در مجله «کیهان فرهنگی» به مدیریت آقای محمود اسعدی و همکاری آقایان: کامران شرفشاهی و مهدی مقدم به چاپ رسید. (سال نهم، شماره12- اسفند1371ش). سپس به فاصله حدود سه ماه به چاپ دوم رسید. و حجت‌الاسلام، سید هادی خسرو شاهی، با پیوست هایی که افزودند، آن را به صورت کتاب، در مجموعه «تاریخ و فرهنگ معاصر» به شماره اول ویژه‌نامه، به چاپ رساندند (1372). و در تابستان 1386، چاپ نهم کتاب «مکتب تفکیک» انتشار یافت. (پاورقی ص33)
اظهار نظر  برخی فلاسفه و اهل فضل و دانش در باره کتاب «مکتب تفکیک»:
- مقاله‌ای حکیمانه،
- دایرة المعارف،
- مقاله‌ای هدایتگر،
- یکی از اصیل‌ترین جریانهای علوم اسلامی،
- اسوه اعلای ادب نفس و ادب درس.3
همچنین افرادی از اهل مطالعه، و دانشمندان و استادان، هم به صورت شفاهی و حضوری، ضمن تأکید بر اهمیت و ضرورت طرح این بحث علمی و دینی، ادامه نشر این‌گونه مباحث را از طریق کتاب ها یا مقالات، خواستار شدند. البته مؤلف معتقد است که این تعریف و تمجیدها فقط برای نشان دادن سه واقعیت مهم و گرانبهاست:
- مطرح ساختن این مکتب معارفی از زبان دیگر دانشوران لازم است.
- دفاع از «حقایق ثابته» بی‌تأیید نخواهد ماند.
- پیشنهاد و روش علمی – برای رسیدن به حقایق و واقعیات – همیشه خردهای وزین را جذب خواهد کرد.
در این مکتب، بیش از 540 مسئله اصلی، و بیش از 340 مسئله فرعی عرضه گشته است که باید با روش علمی مورد رسیدگی قرار گیرد و پاسخ علمی به آنها داده شود. (ص59)
حکمت قرآنی
این فصل صفحات 83 الی 86 این کتاب را در بر می‌گیرد، که شامل 8 آیه از قرآن کریم است در مورد حکمت منزله و یادآوری این دو نعمت (کتاب و حکمت) به بندگان.
«یتلو علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمه...»4
- پیامبر آیات ما را بر شما می‌خواند، و جان شما را می‌پیراید، و به شما کتاب و حکمت (قرآنی) می آموزد...
تأکید معصوم (ع) بر تفکیک
این فصل دربردارنده 6 حدیث از ائمه معصومین (علیهم السلام) است که همگی بیانگر »اهمیت تفکیک» از دیدگاه دین مبین اسلام است.
پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند: «هرکس علم و معرفت را از غیر قرآن بجوید، خداوند او را گمراه کند».5 (ص89)
ستیغ انوار
(«نهج البلاغه» و «تفکیک»)
 مؤلف، برای تیمن و تبرک، در آغاز این کتاب، سخنانی آموزنده و سازنده از حامل علوم قرآنی، باب مدینه علم نبوی6، حضرت علی (ع) ذکر کرده است.
این سخنان، هشداری است درباره عظمت قرآن و معارف قرآن محمدی است، از هرچه غیر از قرآن و تعالیم قرآنی است. و این همان دعوت اصلی «مکتب تفکیک» است.
مثال:
«قد حمل الکتاب علی آرائه»7
قرآن را بر آرای خود حمل می کند.
این سخن در نکوهش عالم نمایان جاهل و بی خبر از دنیای قرآن است، که رأی و نظر خویش را بر قرآن مقدم می دارد، و با تأویل ها و توجیهاتی سرانجام، نظر خود را تأئید می‌کنند، و بر قرآن تحمیل می‌نمایند! (صفحات95 الی 114)
جایگاه عقل در اسلام
شرح مجموعه‌ی گل، مرغ سحر داند و بس
که  نه هر کو  ورقی خواند،  معانی  دانست
عقل در سه مکتب (وحی) و (فلسفه) و (عرفان) جایگاهی والا و ارزشمند دارد. قرآن کریم و احادیث نیز به رجوع و استفاده از عقل تأکید کرده‌اند، به گونه‌ای که هیچ مذهب و مکتبی به اندازه قرآن درباره‌ی جایگاه والا و ارزشمند عقل و اهمیت استفاده از آن سخن نگفته و بحث نکرده است، زیرا حجیت عقل از بدیهیات اولیه برای بشر است و اگر حجیت آن نفی شود، امور دیگر عالم نیز ثابت نمی‌شود و در نتیجه هرج و مرج و اختلال سراسر نظام هستی را فرا می‌گیرد.
حضرت علی (ع) نیز، کامل شدن نفس انسان را به یاری و مدد عقل می‌دانند. بالعقل کمال النفس.8 کامل شدن نفس، به مدد عقل است. (ص193) یا این حدیث : العقل، رسول الحق.9 عقل، پیامبر خدا (و حقیقت) است.(ص193) از این‌رو، انسان با مراجعه به آیات و احادیثی که درباره «عقل» وارد شده است، از این همه تأکید و توجه و اهمیت، تعجب می‌کند.
حتی فقهای بزرگ ما نیز گفته‌اند:«کلما حکم به العقل حکم به الشرع» وبالعکس. (ص194)
مکتب تفکیک و عقل
عقل در مکتب تفکیک به عنوان «حجت درونی» شناخته شده است، و تعبیرات عظیمی که درباره «عقل» در این مکتب آمده است، در فرهنگ ها و تمدن های بشری دیگر سابقه ندارد مانند:
حجت باطنه،
عامل خودشناسی و خداپرستی،
نور الهی در وجود انسان. (ص133)
عقل از دیدگاه بزرگان مکتب تفکیک
(1) – میرزا مهدی اصفهانی؛ آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (م: 1365ق)، درباره عقل می‌فرماید: «اساس و پایه دین بر عقل بنا نهاده شده است و بشر جز با پیروی از احکام عقل نمی‌تواند به کمال و سعادت ابدی دست یابد». (ص127)
(2) – شیخ مجتبی قزوینی؛ آیت الله علامه شیخ مجتبی قزوینی (م: 1386)، عقل را به عنوان حجت و پیامبر باطنی ذکر می‌کند.10 (ص128)
عدم تعارض مکتب تفکیک با عقل
قرآن کریم و احادیث نبوی عقل را حجت باطنی (پیامبر درونی) می‌دانند و چون حجیت عقل، ذاتی است، مقدم بر حجت ظاهری است، و حتی حجتهای برونی (پیامبران و امامان) با یاری و مدد نیروی عقل تصدیق می‌شوند.
بنابراین عقل در مکتب تفکیک نه تنها با حجت ظاهری و وحی هیچ تعارضی ندارد؛ بلکه مؤید وحی و یک راهنمایی برای استفاده از تعالیم وحی نیز است.
چه بسا عده‌ای از روی جهل، یا دشمنی، یا عدم آگاهی و اهمیت ندادن به معارف حقه وحیانی، مکتب تفکیک را عقل ستیز می دانند، در حالیکه عقلگراترین مذهب و مکتب – مکتب تفکیک – است. حتی مهمترین کتاب حدیثی شیعه (اصول کافی) که در عصر غیبت صغری تألیف یافته است، با فصل (عقل و جهل) شروع می‌شود. (صفحات 133الی 135)
مکتب تفکیک و فلسفه
قرآن کتاب وحی و علم الهی و کلام الهی است، و علم قرآن از سنخ علم و اندیشه‌ی بشری نیست و بسیار والاتر از داده‌های ذهن انسان است. به گفته‌ی استاد جلال الدین همائی:
«دین و فلسفه‌ی عقلی هر کدام مجرا و مبنای جداگانه‌ای دارد. فلسفه زائیده فکر و عقل بشری است. اما مذهب مولود وحی و الهام آسمانی است». (صفحات 38 الی46)
بنابراین اگر فیلسوفان، خود را به هر آب و آتشی بزنند، در شناخت های فرا عالی به حقایق نخواهند رسید، مگر از راه معارف غنی و گسترده، که از طریق وحی و وارثان وحی، که علمشان محمدی و نازل از مخزن «و علمناه من لدنّا علماَ»11 است، رسیده باشد. (ص 235)
از سوی دیگر، علمای اسلام معتقدند که دین، سه بخش است:
عقاید، اخلاق، احکام.
منابع شناخت دین نیز، مبتنی بر عقل و استناد (قرآن و حدیث) است، که غیر از فلسفه می‌باشد و در این صورت در شناخت دین و معارف حقه‌ی آن جائی برای فلسفه باقی نمی‌ماند. (صفحات 220 الی 223)
اما «مکتب تفکیک»، مکتب ضد فلسفه و فلاسفه مسلمین نیست، بلکه مخالف نقض استقلال معارفی قرآن کریم است. همان‌گونه که آگاهان و دانایان به اصول اساسی فلسفه و عرفان، به خوبی می دانند که تطبیق سه جریان «فلسفه» و «وحی» و «عرفان» محال ابدی است، مانند محالات ریاضی. (صفحات 48 الی49)
«دلایل قرآنی» در شناخت ها نیز، بر «براهین فلسفی» برتری دارد. زیرا فلسفه، طلب حقیقت است، ولی؛ دین عین حقیقت.
حقایق فرا فلسفی (وحیانی)
هر کس از معارف قرآنی و مفاهیم فلسفی آگاهی داشته باشد، ارج معارف وحیانی و تفاوت آنها را با داده‌های فلسفی و همچنین استقلال و استغنای معارف الهی و وحیانی را، حس می‌کند. از جمله، درباره‌ی این مسائل و موضوعات شناختی بسیار مهم و کلیدی:
1. مسبوق بودن خلقت همه‌ی کائنات و ماسوی الله به عدم.
2. نفی محدودیت علم و قدرت ذات متعال.
3. نفی سنخیت میان «خالق» و «مخلوق».
4. نفی جبر و تفویض، و اثبات «امر بین امرین».
5. اعتقاد به وحی و نبوت و حقیقت آن.
6. عقل‌شناسی قرآن.
7. نفس‌شناسی قرآن.
8. حقیقت «خلق» و «امر».
9. تأکید بر حماسه‌های مقدس.
10.  لزوم تلاش پیگیر، برای نشر تقوی و تعاون، و ستیز با شرّ و مخاصمت با آن.
(و تعاونوا علی البر و التقوی، و لاتعاونوا علی الإثم و العدوان... )12
11. کوشش برای تشکیل «حکومت عامل باالعدل» . (إن الله یأمر باالعدل... )13
12. نشر علم و فرهنگ و فرهیختگی و تأسیس کتابخانه‌ها.
همانگونه که امام صادق علیه السلام فرموده‌اند:
«أکتب و بثّ علمک فی إخوانک»14. دانش خود را بنویس و نشر کن.
13. تلاش برای ایجاد «جامعه‌ی قائم بالقسط». (لیقوم الناس بالقسط) .15
14.  آموختن حکمت ربانی، از منابع وحیانی: حکمتهای الهی، سیاسی، اقتصادی، تربیتی، اجتماعی، اخلاقی و مسائل دیگر... . (صفحات 212 الی 216)
پیشینه‌ی تفکر تفکیکی
(غزالی و مکتب تفکیک)
مؤلف کتاب «الهیات الهی و الهیات بشری» نقل می‌کند: «از مدتی پیش، شنیدم که برخی «مکتب تفکیک» را، دنباله‌روی، از ابوحامد غزالی (م : 505 ق) می‌دانند. و من به دلیل ناصواب بودن این گفتار، چندان به آن اهمیت نمی‌دادم و می‌دانستم کسانی که جریان فکری «مکتب تفکیک» را می‌شناسند، به نادرست بودن این سخن، پی‌برند. اما اخیراَ کتابی به دستم رسید که در آن چنین آمده بود: «او که احیاگر علوم دینی و پیشوای اهل «تفکیک» و دشمن سرسخت و پرآوازه‌ی فلاسفه به شمار می‌رود...».
بنابراین با دیدن این گفته‌ی ناصواب، و توهین‌آمیز به ساحت مقدس ائمه‌ی طاهرین (ع)  و پیروان مکتب اسلام، لازم دیدم که برای بیداری اذهان و متذکر ساختن مؤلف همان کتاب، مطالبی را در مورد مکتب و عقیده‌ی ابوحامد غزالی ذکر کنم.
ابوحامد غزالی، متکلم اشعری است و از فضای عقلانیت شیعی و تأملات تألهی جعفری به‌دور است.
غزالی طبق کتاب «القسطاس المستقیم»، منکر ضرورت «عصمت»، مخالف حتمیت وجود امامان معصوم (علیهم السلام) و امام جعفر صادق (ع) و غرق در سخنان و اوهام صوفیه است. او احیاگر دین وعلوم دین نیست، بلکه احیاگر تصوف در مقابل فقه و دین است.
از سوی دیگر، با توجه به دفاعی که غزالی، از یزید می‌کند، که دلالت بر عدم درک او از ارزش عاشورا در توحید و عدل است، و حضورش در مجلس بیعت با خلیفه‌ای چون المستظهر بالله عباسی، خدمتی که به جباران سلجوقی کرده و آنان را واجب‌الاطاعه‌ی امت محمد (ص) می‌داند و همچنین تأکیدی که بر نفی «ضرورت عصمت در تربیت بشر» دارد، باعث می‌شود که غزالی را به کلی ساقط کند.
همچنین عالمی که نتواند اهمیت حدیث متواتر «ثقلین» را درک و به آن عمل کند و تمایزی بین تعالیم امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و گفته‌های اشاعره و صوفیه، قائل نشود و ناآگاه از دنیای «نهج البلاغه»، «دعای عظیم عرفه» و «صحیفه‌ی سجادیه» باشد، چنین کسی چگونه می‌تواند با مکتب تفکیک، مرتبط و احیاگر دین محمدی باشد، چه رسد به اینکه پیشوای آنان نیز باشد. (صفحات 251 الی 257)
الهیات قرآنی
اسلام دین جامع و کاملی است و چنین دینی باید، به جز «احکامیات» و «اخلاقیات»؛ «الهیات و اعتقادیات» کامل و مستقلی نیز، داشته باشد.
مقصود از «الهیات» مسائل و آگاهی ها و معارفی است که در شناخت خدا و وجود و ابدیت و جهان ، در دسترس خرد و عقل بشر، قرار دارد.
«الهیات قرآنی»، مسائل الهی است که برگرفته از اسلام و تعالیم قرآنی است. که عبارتند از:
توجه به خدا، شناخت خدا، علم خدا، شناخت نفس، شناخت فطرت، توحید فطری، شناخت آفاق و انفس، شناخت حقیقت انسان، فرق روح و علم، قضا و قدر، جبر و تفویض، حقیقت هدایت و ضلالت، حقیقت دعا و شناخت ماهوی آن، حقیقت نبوت و نبی، جاودانگی قرآن در هدایت و تعلیم، حقیقت علم در قرآن، فلسفه‌ی  سیاسی و امامت، لزوم امام معصوم، عدالت اجتماعی قرآن، حقیقت عالم و حدوث آن، تغیّر در عالم، عالم برزخ، حشر و نشر، انسان و حقایق، انسان در ابدیت، حجیت امام در حضور و غیبت و ... 16.
بنابراین، چون معارف الهی، از قرآن و سنت سرچشمه می‌گیرد، غنی‌ترین، ناب‌ترین، مطمئن‌ترین و توحیدی‌ترین معارف الهی تاریخ است. (صفحات 238 الی 241)
اهداف کتاب الهیات الهی و الهیات بشری
سوق دادن افکار به سرچشمه‌ی زلال علم و معرفت.
عاملی مؤثر برای بازگشت راستین به قرآن.
وسیله‌ای بنیادین برای «تجدید حیات همه‌ی مسلمین» و دست یافتن ملل اسلام به «حیات طیبه‌ی انسانی - قرآنی».
استوارسازی «بنیان مرصوص» و ایجاد «نظام عامل بالعدل» و تشکیل «جامعه‌ی قائم بالقسط». (ص 389)
اهداف مکتب تفکیک
دفاع از مهجوریت قرآن (ربّ إنّ قومی اتخذوا هذا القرآن مهجوراً).17
دفاع از مظلومیت علمی – تربیتی پیامبر اکرم (ص) و اوصیاء، در میان امت.
کوتاه کردن زبان بیگانگان ناآگاه، یا ستیزه‌جو. (ص387)   
 آرزوی تفکیکیان
طرفداران مکتب تفکیک آرزو دارند که: حقایق قرآن و علوم محمدی و تعالیم اوصیائی، به طور کامل و واضح تبیین گردد و با ساختاری مناسب به بشریت هدیه شود. انسانها به جز قرآن کریم و سنت نبوی، با دنیای «نهج البلاغه» نیز، آشنا شوند. «دعای عرفه» و «صحیفه سجادیه» را خوب بشناسند.
نسبت به اسرار انقلابی، انسانی، تربیتی، اقتصادی، حکومتی و حماسی «خطبه فاطمیه»، آگاه شوند. از فلسفه «عظیم عاشورا»، آگاه شوند و حداقل در روز عاشورا، همه جهانیان، به احترام «واقعه عاشورا»، چند دقیقه سکوت کنند. تفکیکیان همچنین از مخاطبان می خواهند که آثار اوصیایی و پیامبران را با دقت مورد مطالعه و بررسی قرار دهند و آن را با آثار و میراث دیگر، مطابقت دهند18، تا حقایق تفکیکیان، آشکارتر شود. (صفحات 390-391)
از این‌رو، مخاطبان مکتب تفکیک، افراد حقیقت‌طلبی هستند که در فلسفه مهارت لازم را داشته و نسبت به معارف قرآن و علوم محمدی تا حدی آگاهی داشته باشند و هدفشان دست یافتن به حقایق درخشان و ناب اسلامی باشد.
دو قصیدة تفکیکی
1- قصیده عربی
این قسمت شامل قصیده‌ای طولانی است که (صفحات 392 الی 401) کتاب را به خود اختصاص داده است. مؤلف این قصیده را سالها پیش، بعنوان اشارات و تنبیهاتی، درباره مکتب تفکیک، سروده است. و آن را به خوانندگان اهل ذوق و آشنایان با شعر و ادب تقدیم کرده است.
علوم الناس کلّهم هباء
سوی ما علّمته الأنبیاء
حقایق أودعوها فی کهوف
لتکشف عن مداها الأوصیاء و....
 2- قصیده فارسی: (طالع طوس)
«طالع طوس» قصیده‌ ای فارسی است که مؤلف آن را به جای ترجمه‌ی «قصیده ی تفکیکی» به خوانندگان عزیز و دانا تقدیم کرده است. زیرا مضمون و محتوای هر دو قصیده یکی است.
بهر هرکس به جهان، بهره‌ی وحیانی نیست
این  گهر جز به کف «عالم ربانی»  نیست
وحی از بهر نبی پرده‌‌ی اسرار گشود
این سخن جز قبسِ طورِ «نُبی» خوانی نیست
چون گدایان به در خانه‌ی اغیار مرو
ای مسلمان ! مگرت «غیرت ایمانی» نیست؟
حکمت از فلسفه‌ها می طلبی و عرفان؟
حکمت ار هست، بجز «حکمت قرآنی» نیست
نعمتی را که خدا از تو بپرسد فردا
جز طریق سره‌ی عترت زندانی نیست
و ....... (صفحات 402-409)
توضیحات
در این قسمت نویسنده، کلمه‌ها یا عباراتی که نیاز به توضیح و تفسیر بیشتری داشته، و یا دارای تقسیم‌بندی خاصی بوده ، ذکر نموده است. (صفحات 409-419)
با قدسیان قدّوسی
حضرت شیخ زین الدین عاملی، شهید ثانی، کتاب «حقایق الایمان»19 خود را، با عباراتی سرشار از معنویت و حق‌باوری، به پایان برده است.
استاد حکیمی نیز، در پایان کتاب «الهیات الهی و الهیات بشری»، (صفحات 420-421)  برای تیمن و تبرک، از همان عبارت های شریف و معانی لطیف استفاده کرده است.
نسأل الله – تعالی – أن یجعلنا، و آباءنا، و ذرّیّاتنا، و أهل حزاناتنا، و إخواننا المؤمنین و المؤمنات، من أهلها و سکّانها، من غیر أن یسبق لنا علی ذلک عذاب؛بعفوالله – سبحانه – و لطفه و منّه و یمنه، مع محمد و آله الطاهرین المعصومین، صلوات الله علیهم أجمعین......
از خداوند متعال مسئلت می کنیم، که ما را، و پدران ما را، و فرزند در فرزند ما را، و بستگان و وابستگان ما را، و برادران و خواهران مؤمن ما را، بهشتی گرداند، و از ساکنان بهشت قرار دهد، بی آنکه پیش از ورود به بهشت، عذابی چشیده باشیم، به برکت عفو و لطف و نعمت و میمنت او. و ما را با محمد و خاندان مطهرش ، و با کسانی که به آنها نعمت بخشیده است، یعنی پیامبران، محشور سازد، بحق محمد و آل طاهر و معصوم او، که درودهای خداوند بر همه آنان.....
فهرست فنی کتاب
فهرست اعلام که صفحات 424 الی 443 کتاب را در برمی گیرد، دارای 2 بخش است: کسان؛ اسامی ائمه معصومین (علیهم السلام)، و فیلسوفان و محققان و... که در این کتاب از آنها اسم برده شده، به ترتیب حروف الفبا ذکر شده است. کتابها؛ مآخذ و منابع مورد استفاده نویسنده، در چند صفحه طبق حروف الفبا آورده شده است.
پشت جلد کتاب
پشت جلد کتاب مزین است به سخنانی کوتاه در باب تأکید بر مکتب تفکیک از، امام خمینی (قدس سره)، شهید مطهری، جمعی از کشیشان فرانسوی، شهید بهشتی و پروفسور فلاطوری.
از جمله سخن امام خمینی : «کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه را دارند، بطوری که منحرف نشوند، اندکند».

پی نوشت ها:
1. سوره توبه (9): 119.
2. مستقل فهم قرآنی، موجب بازگشت راستین به قرآن کریم است، و زمینه‌ای بسیار نیرومند است برای استقلال های دیگر مسلمین، و رهایی از چنگ استعمار استقلال شکن قرآن ستیز و خونریز....
3. برای اطلاعات بیشتر رک: ص245-255، مقاله «مکتب تفکیک»، پیشگام استقلال معرفت شناسی دین، تألیف استاد آقای بهاءالدین خرمشاهی، نشره قطره، تهران1386.
4. سوره بقره (1): 151.
5. تفسیر معتبر عیاشی: 1/6.
6. منم شهر علم و علیم در است
درست این سخن، گفت پیغمبر است( حکیم ابوالقاسم فردوسی)
7. نهج البلاغه ، ص214.
8. غررالحکم ، ص148 و 15 ! ترجمه الحیاه ، ج 1، ص 176و 191.
9. ترجمه الحیاه، ج 1، ص80.
10. بیان الفرقان، ج 1 ( فی توحید القرآن)، ص8، چاپ مشهد، چاپخانه خراسان (1370 ق)، به اهتمام واعظ معروف، حاج شیخ عبدالله واعظ یزدی (م: 1370ق).
11. سوره کهف: (18) : 65.
12. سوره مائده: (5) :2.
13. سوره نحل: (16) : 90.
14. حدیث امام جعفر صادق علیه اسلام در اصول کافی، ج 1، ص 52 : «کتاب فضل العلم».
15. سوره حدید: (57) : 25.
16. برگرفته شده از کتاب «بیان الفرقان»، تألیف ربانی بزرگ خراسان، در نیمه‌ی دوم سده‌ی چهاردهم، حضرت شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (1318ق – 1386ق)
17. سوره فرقان:(25): 30.
18. یک نمونه کوچک از این آثار و میراث، کتاب «الحیاه» است: در 12 جلد، که دوره اول آن در 6 جلد انتشار یافته است. و امید است به لطف و رحمت خدای متعال ، و عنایات حضرت ولی عصر، دوره دوم این کتاب نیز انتشار یابد.
19. در سحر شب دوشنبه، هشتم ذیقعده سال 954- 12 سال پیش از شهادت – تألیف آن را به پایان برده است.

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است.


 
Search   


Last Articles
 
Design: DibaGroup; Powered by DCMS 2.3.3